• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 6565
  • يکشنبه 1392/2/8
  • تاريخ :

منابع اجتهاد فقه شیعه

خطای مجتهد در فتوا


واژه مجتهد از کلمه «اجتهاد» مشتق شده ‌است. اجتهاد در لغت به معنای تلاش و کوشش است، اما مقصود از آن در اصطلاح اسلامی، بذل جهد و کوشش برای استنباط احکام شرعی فرعی از منابع فقه اسلامی است. منابع فقه اسلامی عبارتند از: قرآن، سنت، عقل و اجماع.


در این مقاله بطور دقیق و مبسوط به بررسی منابع اجتهاد فقه شیعه می‌پردازیم، امید اینکه مورد توجه شما عزیزان واقع شود:

اهل سنّت، در برخورد با مسائل دینی نوین، چون نتوانستند پاسخ مشكلات را در كتاب و سنّت رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ، كه منابع منحصر استنباط احكام، در دیدگاه آنان بود، بیابند، به «اجتهاد به رأی»، «قیاس»، «استحسان»، «مصالح مرسله» و «سد ذرایع» روی آوردند.

در مقابل، فقه پویای شیعه امامیه، به پیروی از سیره نبوی ـ صلّی الله علیه و آله ـ و ائمه ـ علیهم السّلام ـ ، با بهره‌گیری از اجتهادات فقهای بزرگ منطبق با شرایط و مقتضیات هر زمان، منحنی بالندگی را پیمود و می‌توان مدعی شد كه در كلیه شئون پاسخگوی معضلات و مشكلات است.

با وجود این كه منابع اصلی استنباط احكام در نظر اهل سنّت و شیعه، واحد است؛ امّا علمای شیعه با استفاده صحیح از این منابع بر شكوفایی فقه پویا، افزودند.

ذیلا این منابع را بررسی می‌نماییم:

1. كتاب الهی

مراد از كتاب، همان «كتاب الله» كه بر پیامبر اسلام، حضرت محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ ، نازل شده، می‌باشد.

 

**ادله حجّیت كتاب

الف. اتفاق مسلمین بر حجیت قرآن، به طوری كه احدی از مسلمین در حجّیت آن شك نكرده است.

ب. تواتر حدیث، مبنی بر این كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ و اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ به قرآن تمسك می‌كردند و مردم را به آن ارجاع می‌دادند.

امّا دلیل حجیت عقل، در آن محدوده‌ایی كه حجیت دارد این است كه حسن و قبح را درك می‌كند و حكم شارع قطع پیدا می‌كند و حجیت قطع ذاتی است

ج. اعجاز قرآن از جهت اسلوب و مضامین و هماهنگی حیرت آور این كتاب مقدس و تحدّی و به مبارزه طلبیدن همه دانشمندان در همه اعصار و ناتوانی بشر در مقابله با قرآن.

2. سنّت

اصولی‌ها اتفاق دارند كه سنّت بر آنچه از پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ ، اعم از گفتار یا فعل و یا تقریر، اطلاق می‌شود. لكن اختلاف شده، كه آیا بر آنچه از صحابه و یا ائمه معصومین ـ علیهم السّلام ـ صادر شده نیز سنّت اطلاق می‌شود یا نه؟ ما دلیل معتبری بر این كه آنچه از صحابه صادر شده سنّت باشد و آن را حجت بدانیم، در دست نداریم وحجیت سنّت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ هم بین شیعه و اهل سنّت اتفاقی است؛ لذا در حجیت سنّت ائمه هدی ـ علیهم السّلام ـ بحث می‌نماییم.

 

**ادله حجیّت سنّت ائمه معصومین علیهم السّلام

الف. قرآن:

1. آیه «انما یرید الله لیذهب عنكم الرجس اهل البیت و یطهركم تطهیراً».[5]

روشن است كه «انّما» از قوی‌ترین ادات حصر است و خداوند منحصراً اراده كرده كه اذهاب رجس (ذنوب) از اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ نماید و تخلف مراد از اراده، نسبت به خداوند محال است؛ زیرا «انّما امره اذا اراد شیئاً ان یقول له كن فیكون».[6]

این آیه به وضوح بر عصمت اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ دلالت دارد و تكالیفی را هم انجام می‌دادند. و روشن است كه اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ احكامی را به عنوان حكم الله بیان می‌كردند و تكالیفی را نیز انجام می‌دادند و گاهی عمل اصحاب را نیز امضاء می‌نمودند. پس همه اینها مطابق واقع و حكم الله است و حجیت دارد.

2. آیه «یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منكم»،[7] واضح است همانطور كه مطلقا به اطاعت خداوند و پیامبرش امر كرده، به اطاعت «اولی الامر» هم فراخوانده است. و در جای خود ثابت شده كه منظور از «اولی الامر» ائمه معصومین ـ علیهم السّلام ـ می‌باشند.[8]

حدیث ثقلین

ب. حدیث ثقلین:

قال رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ :«انّی تركت فیكم ما ان تمسّكتُم به لَن تضلّوا بَعدی كتابَ الله حبلٌ معدود من اسماء الی الارض و عترتی اهل بیتی و لن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض فانظروا كیف تخلّفونی فیهما».[9]

این حدیث دلالت بر عصمت اهل بیت می‌كند؛ زیرا اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ را در ردیف كتابی قرار می‌دهد كه باطل به آن راه ندارد و تمسك به اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ در كنار قرآن را وسیله حفظ در ضلالت و گمراهی می‌داند برای همیشه تاریخ؛ پس تمسك به یكی از این دو، قطعاً گمراهی و ضلالت را به دنبال دارد. كمبودی كه در منابع فقه اهل سنّت احساس می‌شود، دقیقاً به خاطر اخذ كتاب و رها كردن اهل بیت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ است و نقطه قدرت فقه شیعه تمسّك به ذیل عنایات و بهره‌برداری از دریای مواج علوم اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ است.

وقتی پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ به تمسّك به اهل بیت در كنار قرآن سفارش می‌نماید؛ بنابراین باید قول اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ حجیت داشته باشد.

3. اجماع

شیعه اجماع را حجّت می‌داند، امّا در صورتی كه كاشف از قول معصوم ـ علیه السّلام ـ باشد، اجماع گرچه به صورت مستقل از ادلّه به حساب آمده؛ امّا حقیقتاً بازگشت به حجّیت سنّت دارد و لذا همان ادلّه حجّیت سنّت برای اجماع هم كافی است و دلیلی ندارد كه اگر عده‌ای جمع شدند ولی قول آنان، كاشف از قول معصوم ـ علیه السّلام ـ نبود «حكم الله» با این اجماع ثابت شود و ادلّه‌ای كه اهل سنّت برای اعتبار اجماع ، بدون قید و شرط ذكر كرده‌اند، پذیرفته نیست. برای آگاهی بیشتر به «الاصول العامه للفقه المقارن» مراجعه شود.[10]

این آیه به وضوح بر عصمت اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ دلالت دارد و تكالیفی را هم انجام می‌دادند. و روشن است كه اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ احكامی را به عنوان حكم الله بیان می‌كردند و تكالیفی را نیز انجام می‌دادند و گاهی عمل اصحاب را نیز امضاء می‌نمودند. پس همه اینها مطابق واقع و حكم الله است و حجیت دارد

4. عقل

شیعه در رابطه با عقل، نه در مسیر افراطِ اهل سنّت كه عقل را مطلقا تحت عناوین «قیاس و استحسان» حجت دانسته‌اند، قدم گذاشته و نه در راه تفریط آنها كه عقل را كاملاً بی‌اعتبار می‌دانند، بلكه راه وسط را انتخاب نموده‌اند و معتقد است، اولاً: در اصول دین یگانه مرجع عقل می‌باشد.

ثانیاً: در فروعات عقل مدرك است و نه حاكم.

ثالثاً: عقل نیاز به تربیت دارد تا مدركات او با غرایز و شهوات آلود نشود.

رابعاً: عقل قابلیت ادراك احكام كلیه شرعیه فرعیه را به وسیله درك حسن و قبح ذاتی اشیاء دارد؛ لكن به صورت موجبه جزئیه؛ یعنی بعضی از احكام كلیه را درك می‌كند و در این بعض هم قادر به درك جزئیات نیست؛ زیرا احاطه به مصالح و مفاسد واقعیه و مورد نظر شارع مقدس ندارد.[11]

امّا دلیل حجیت عقل، در آن محدوده‌ایی كه حجیت دارد این است كه حسن و قبح را درك می‌كند و حكم شارع قطع پیدا می‌كند و حجیت قطع ذاتی است.

شیعه به دلیل استفاده درست از منابع موجود، دارای فقهی پویا و بالنده و پاسخگو است و خود را نیازمند تمسّك به ادلّه ظنی كه پشتوانه قطعی ندارد، نمی‌بیند.

 

پی نوشتها:

 [5] . احزاب، 33.

[6] . یس، 82.

[7] . نساء، 59

[8] . الاصول العامه للفقه المقارن، ص 174.

[9] . كنز العمّال، ج 2، حدیث 874، بیروت.

[10] . الاصول العامه للفقه المقارن، ص 262.

[11] . الاصول العامه للفقه المقارن، ص 299.

فرآوری: آمنه اسفندیاری 

بخش احکام اسلامی تبیان


منابع:

سایت اندیشه قم (مطلبی از) كاظم سپاسی آشتیانی

ویکی پدیا

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
وقت فضیلت نماز مغرب و عشا

وقت فضیلت نماز مغرب و عشا

وقت فضیلت نماز مغرب و عشا چه موقع می باشد؟
تعداد واجب تسبیحات اربعه در نماز

تعداد واجب تسبیحات اربعه در نماز

آیا ذکر تسبیحات اربعه در رکعت سوم و چهارم نماز سه مرتبه واجب است یا یک مرتبه کفایت می کند؟
حضور قلب در نماز

حضور قلب در نماز

آیا نماز واجبی را که با حضور قلب خوانده نشده است، می توان اعاده کرد؟
UserName
عضویت در خبرنامه